suetafahom


من و مرد نان زنجفیلی

عصبانی نشوید! ببینید چه بارتلبی آرام و متینی در برابر شما نشسته! پس شما نیز خود را کنترل کنید. کمی آب به صورت خود بزنید. بگذارید ساعتی بگذرد و بعد تصمیم خود را بگیرید.

بارتلبی خشمگین نیست. گله ای ندارد. میلی ندارد. درخواستی هم ندارد. اعتراضی هم به وضع موجود ندارد. او زیاد سخت گیر نیست. این که کاری نکند را فقط ترجیح می دهد. و اگر کسی به کمی اصرار و سخت گیری متوسل شود می تواند او را وادار به رفتن به جایی کند.

ترجیح دادن prefer  از ریشه لاتین  praeferre  است که مرکب از prae به معنای " پیش" یا "فعلا" وferre به معنای "گذاردن" یا "بردن" است. بارتلبی کاری نکردن را ترجیح می دهد، اما نه به این خاطر که آن را می خواهد و گزینه ی دیگر را نمی خواهد. در واقع ترجیح دادن همواره با قید "فعلا" همراه است. او " فعلا ترجیح می دهد کاری نکند"، تا کاری کردن را به تعویق بیندازد. بارتلبی همواره در یک قدمی ِ انسان بودن است. و همواره در همین یک قدمی باقی می ماند.

اگر جوهر ِ نان زنجفیلی، زنجفیل باشد، جوهرِ انسان چیست؟ بارتلبی نان زنجفیلیِ بدون زنجفیل است. اما او نان ساده نیست. او هنوز( با وجود فقدان زنجفیل) نان زنجفیلی است، زیرا فقط ترجیح می دهد کاری نکند، آن هم فعلا.

بارتلبیِ محرر داستانی درباره ی من، درباره ی راوی، است. راوی ای که در دست به دست کردن دیگری ها ی رنگارنگ ناگهان با یک دیگریِ بزرگ مواجه می شود. دیگریِ بزرگی که خط خورده است و بنابر این تمام تلاش او برای جستجوی من اش در دیگری ها را به سخره می گیرد.

آه بارتلبی! آه نه هنوز انسان! اما انسان چیزی جز همین نه هنوز نیست. انسان همواره به تعویق می افتد. او بودنی به سوی مرگ است. و مرگ در هر لحظه ی بودن او حاضر است.

پس جوهر انسان نه در انسان بودن یا اصلا چیزی بودن، بلکه در پیِ چیزی بودن است. جوهر انسان در پی انسان بودن است.


مهدی پارسا