suetafahom


بزرگنمايی

پنجره ی عقبی و بزرگنمايی هر دو فيلمهايی درباره ی نگاه و ابژه ی آن هستند با اين تفاوت که در پنجره ی عقبی ابژه وجود دارد اما در بزرگنمايی ابژه وجود ندارد. همان طور که در سوسور ماديت دال هيچ اهميتی نداردومهره ی شطرنج چه از طلا ساخته شده باشد و چه فلزی بی ازش نقش آن بی تغيير باقی می ماند. در بزرگنمايی نيز تکه ی گيتار شکسته ارزشی ندارد و فقط پيروزی در بازی بدست آوردن آن مهم است. اما در فيلمهای دوره ی پايانی هيچکاک ديگر نه با مک گافين که با دال مادی يا همان ابژه ی a کوچک سر و کار داريم. در پنجره ی عقبی آن چه اهمیت دارد ابژه ای نیست که وجود ندارد ( توپ تنیس در پایان بزرگنمایی)  بلکه نگاهی است که وجود دارد. در فیلم های هیچکاک آن چه همه به دنبال آنند ( جرج کاپلان- شیشه های خاک معدن- رمز جای گذاری شده در نت موسیقی و…) اهمیتی ندارد بلکه نگاه هایی که به دنبال آنند مهم هستند. به همین علت  جهان هیچکاک طنزآمیز و جهان آنتونیونی نوستالژیک است: نوستالژی غياب ابژه.

 

 


مهدی پارسا