suetafahom


سرگیجه و سکوت بره ها

سرگیجه و سکوت بره ها هر دو رخدادی تروماتیک(روان ضربه ای) در زندگی یک انسان را به تصویر می کشند.ضربه ای روانی که اثری عمیق در تمام زندگی سوژه بر جای گذاشته و تنها رخدادی دیگر می تواند او را از شر اثرات آن نجات دهد . این تروما در سکوت بره ها همان است که روان کاو فیلم دکتر لکتر خیلی زود به آن پی می برد: سلاخی بره ها و سکوت آنهایی که در انتظارند. در سرگیجه این رخداد اولی مشاهده ی سقوط مادلن از برج کلیسا و ناتوانی اسکاتی در انجام ماموریت نجات او است: مشارکت در کشتن کسی که  دوستش دارد. سرگیجه و رویای جیغ بره ها هر دو باید رفع شده و دست از سر سوژه بردارند. بنابراین اسکاتی باید یک بار دیگراز برج کلیسا بالا رود و همان اتفاق را تکرار کند: مادلن(این بار با نام جودی) باید دوباره از برج بالا رود و اسکاتی اين بار تا بالای برج دنبالش کند. کلاریس نیز باید بتواند دوباره سکوت (و جیغ) بره های (دختران) بی گناه و در انتظار سلاخی را بشنود و اینبار موفق شود یکی از آنها را نجات دهد.


مهدی پارسا